در هر کلمه سه حرفي: حرف اول «فاء الفعل» - حرف دوم «عين الفعل» - حرف سوم «لام الفعل» نام دارد.

حروف اصلي فعل را اين حروف تشکيل مي دهند:

ف – ع – ل      مانند : ذهب – نصر – کشف – نظر و ...

ريشه فعل از فعل گرفته مي شود ¬ ن – ص – ر

 

الف – (فاعل)

-براي ساختن «فاعل» بايد حرف الف را ميان ف و ع آورد تا فاعل ساخته شود:ف– ا– ع– ل

- در وزن فاعل جاي حروف ف – ع – ل ثابت است ولي هر حرف ديگري مي تواند به جاي آنها بيايد، ولي «ا» هم مکانش ثابت است و هم خودش مانند: فاعل – ناصر

- وزن فاعل ريشه هاي سه حرفي را به مفهوم «صفت فاعلي» تبديل مي کند، مانند:

عالم – قادر – عابد – راحم     ¬      ريشه: علم – قدر – عبد – رحم

 

ب – ( فعيل )

- براي ساختن «فعيل» نيز بايد به فعل، بين دو حرف ع و ل حرف «ي» اضافه کرد: ف – ع – ل

-وزن «فعيل» کلمات سه حرفي را به مفهوم«صفت مطلق»تبديل مي کند: ف– ع– ي– ل

مانند : عليم – قدير – عبيد – رحيم      ¬     ريشه: علم – قدر – عبد – رحم

 

ج – (مفعول)

- براي ساختن مفعول بايد حرف «م» را اول فعل و قبل از «ف» بياوريم و حرف «و» را بين ع و لام بياوريم.

حروف ثابت: م – و                                حروف اصلي: ن – ص – ر 

مفعول  م – ف – ع – و – ل          ¬        منصور م – ن – ص – و – ر

وقتي ريشه سه حرفي بر وزن مفعول در مي آيد مفهوم (صفت مفعولي) پيدا مي کند.

مانند : منصور – معبود – معلوم – مقدور     ¬     ريشه : نصر – عبد – علم – قدر

 

 

نکته

· در اغلب کلمات عربي معمولاً سه حرف اصلي وجود دارد.

· با افزودن حروف زائد، وزن جديد ساخته مي شود.

· هر يک از کلمات عربي داراي آهنگ يا وزن خاصي هستند.

 

ف    ع      ل

ف    ا     ع    ل

م   ف  ع   و   ل

  فعيل – نصير

فاعل  – ناصر

مفعول  – منصور

ن ص ي ر

ن    ا   ص   ر

م  ن  ص   و   ر

 

 



ترجمه درس مخفيانه گوش کردن

در خيمه فرماندهي دشمن

- اي فرماندهان! اي آقايان! روحيات سربازان ضعيف است.

- ما نيازمند يک حمله سريع به نيروهاي دشمن هستيم.

- يکي از فرماندهان: بله، بله ... خوب است.

- آفرين بر تو ... اين يک فکر خوب است ... !

- اما آقاي من ...

- ما به اطلاعاتي از مکانهاي دشمن نيازمنديم.

- سخنت درست است.

- پس سرباز دشمن شب هنگام براي به دست آوردن اطلاعات رفت.

- و بعد از يک ساعت به مکان نيروهايمان رسيد.

- در خيمه فرماندهي نيروهاي ما

- اي برادران

- ما زمان زيادي است که در اين منطقه هستيم.

- و اکنون تعداد رزمندگان کم است.

- بيشترشان در سنگرها به سختي زخمي هستند.

- من مسؤول هستم.

- پس بر ما واجب است که امشب برگرديم.

- و ما از راه دريا برمي گرديم اگر خدا بخواهد.

- سرباز دشمن به خاطر اين اطلاعات سّري شاد شد.

- از گرگ صحرا به عقاب صحرا

- بله ... بله ... مي شنوم.

- آقاي من ... آقاي من ... خبرهاي مهم ... خبرهاي خيلي مهم است.

- چند لحظه قبل اين سخنان را شنيدم.

- تعداد رزمندگان زياد است.

- و آنها بسيار شاد هستند.

- اسم فرمانده عمليات مسعود است و آنها امشب حمله مي کنند.

- آنها از راه دريا پيشروي مي کنند.

- شنيدي آقاي من ... شنيدي ؟!

- بله ... بله ..

- تمام

- از عقاب صحرا به مقر فرمانده

- حمله نزديک است.

- عقب نشيني ... عقب نشيني ... بسرعت ... بسرعت !