درس دوم عربی سوم
در هر کلمه سه حرفي: حرف اول «فاء الفعل» - حرف دوم «عين الفعل» - حرف سوم «لام الفعل» نام دارد.
حروف اصلي فعل را اين حروف تشکيل مي دهند:
ف – ع – ل مانند : ذهب – نصر – کشف – نظر و ...
ريشه فعل از فعل گرفته مي شود ¬ ن – ص – ر
الف – (فاعل)
-براي ساختن «فاعل» بايد حرف الف را ميان ف و ع آورد تا فاعل ساخته شود:ف– ا– ع– ل
- در وزن فاعل جاي حروف ف – ع – ل ثابت است ولي هر حرف ديگري مي تواند به جاي آنها بيايد، ولي «ا» هم مکانش ثابت است و هم خودش مانند: فاعل – ناصر
- وزن فاعل ريشه هاي سه حرفي را به مفهوم «صفت فاعلي» تبديل مي کند، مانند:
عالم – قادر – عابد – راحم ¬ ريشه: علم – قدر – عبد – رحم
ب – ( فعيل )
- براي ساختن «فعيل» نيز بايد به فعل، بين دو حرف ع و ل حرف «ي» اضافه کرد: ف – ع – ل
-وزن «فعيل» کلمات سه حرفي را به مفهوم«صفت مطلق»تبديل مي کند: ف– ع– ي– ل
مانند : عليم – قدير – عبيد – رحيم ¬ ريشه: علم – قدر – عبد – رحم
ج – (مفعول)
- براي ساختن مفعول بايد حرف «م» را اول فعل و قبل از «ف» بياوريم و حرف «و» را بين ع و لام بياوريم.
حروف ثابت: م – و حروف اصلي: ن – ص – ر
مفعول م – ف – ع – و – ل ¬ منصور م – ن – ص – و – ر
وقتي ريشه سه حرفي بر وزن مفعول در مي آيد مفهوم (صفت مفعولي) پيدا مي کند.
مانند : منصور – معبود – معلوم – مقدور ¬ ريشه : نصر – عبد – علم – قدر
نکته
· در اغلب کلمات عربي معمولاً سه حرف اصلي وجود دارد.
· با افزودن حروف زائد، وزن جديد ساخته مي شود.
· هر يک از کلمات عربي داراي آهنگ يا وزن خاصي هستند.
|
ف ع ل |
ف ا ع ل |
م ف ع و ل |
|
فعيل – نصير |
فاعل – ناصر |
مفعول – منصور |
|
ن ص ي ر |
ن ا ص ر |
م ن ص و ر |
ترجمه درس مخفيانه گوش کردن
در خيمه فرماندهي دشمن
- اي فرماندهان! اي آقايان! روحيات سربازان ضعيف است.
- ما نيازمند يک حمله سريع به نيروهاي دشمن هستيم.
- يکي از فرماندهان: بله، بله ... خوب است.
- آفرين بر تو ... اين يک فکر خوب است ... !
- اما آقاي من ...
- ما به اطلاعاتي از مکانهاي دشمن نيازمنديم.
- سخنت درست است.
- پس سرباز دشمن شب هنگام براي به دست آوردن اطلاعات رفت.
- و بعد از يک ساعت به مکان نيروهايمان رسيد.
- در خيمه فرماندهي نيروهاي ما
- اي برادران
- ما زمان زيادي است که در اين منطقه هستيم.
- و اکنون تعداد رزمندگان کم است.
- بيشترشان در سنگرها به سختي زخمي هستند.
- من مسؤول هستم.
- پس بر ما واجب است که امشب برگرديم.
- و ما از راه دريا برمي گرديم اگر خدا بخواهد.
- سرباز دشمن به خاطر اين اطلاعات سّري شاد شد.
- از گرگ صحرا به عقاب صحرا
- بله ... بله ... مي شنوم.
- آقاي من ... آقاي من ... خبرهاي مهم ... خبرهاي خيلي مهم است.
- چند لحظه قبل اين سخنان را شنيدم.
- تعداد رزمندگان زياد است.
- و آنها بسيار شاد هستند.
- اسم فرمانده عمليات مسعود است و آنها امشب حمله مي کنند.
- آنها از راه دريا پيشروي مي کنند.
- شنيدي آقاي من ... شنيدي ؟!
- بله ... بله ..
- تمام
- از عقاب صحرا به مقر فرمانده
- حمله نزديک است.
- عقب نشيني ... عقب نشيني ... بسرعت ... بسرعت !