ترجمه درس هشتم

ای فرشتگان چرا ایوب را ستایش می کنید؟ 
ایوب خداوند را می پرستد و او را ستایش می کند؟ 
زیرا او صاحب مال و نعمتهاست. 
نه ... نه ... صالحان پروردگارشان را در همه حالات شکر می کنند. 
ایوب بیمار شد. 
مالش نابود شد. 
فرزندانش نابود شدند. 
دزدان اموالش را دزدیدند. 
فرصت طلایی برای ابلیس فرا رسید
ابلیس آمد. 
ای ایوب! تا کی بر این بلا صبر می کنی؟ 
مال و فرزندان و سلامتی خود را از دست دادی؛ 
با این وجود خدا را شکر می کنی و او را ستایش می کنی؟ 
به خدا پناه می برم از شیطان رانده شده. 
فایده ای ندارد او مانند کوه است؛ 
به سوی
همسرش می روم. 
تا کی صبر می کنی؟ 
مرگش نزدیک است. 
نه ... نه.. همسر صالح بر قضای الهی صبر می کند. 
بلا و سختی شدت گرفت و بیماریش سخت شد. 
پس همه او را ترک کردند. 
چگونه
غذا و دارو به دست بیاوریم؟! 
چه کنم؟! 
ایوب جستجو کرد. 
هیچ چیز نی
ست. 
پس گفت همانا به من آسیب رسیده است و تو بخشنده ترین بخشنده ها هستی.
و بالاخره بعد از چند سال شادمانی آمد. 
همانا ایوب در امتحان پیروز شد. 
بله، همانا با سختی، آسانی است. 
بیماری رفت 
و سلامتی و آسایش به ایوب بازگشت. 
چه بنده خوبی همانا او بسیار بازگردنده است.