ترجمه درس 7 عربی سوم راهنمایی
ترجمه درس آه دخترکم
اين مرد کفاش است.
او زياد کار مي کند.
تو زياد کار مي کني.
پزشک کار کردن را ممنوع کرده است.
بيماري خطرناک است.
من مي دانم ولي زندگي سخت است.
من مجبورم.
صاحب خانه فردا اجاره اش را مي خواهد.
مريم اين سخنان را شنيد.
پس شرمنده شد.
چه کنم؟
درس و مدرسه را رها کنم؟
نه ... نه ... !
آهان، يافتم! بهترين راه است!
در روز بعد
بعد از خوردن شام همگي به خواب رفتند.
ولي مريم
پس ، بعد از مدت کمي برخاست.
و به اطاق کار رفت.
و تا طلوع صبح کار کرد.
صبح روز بعد
عجيب است ! چه کسي اين کفشها را درست کرده است؟
مرد در حسرت است.
پس از روزها و ماهها
در شبي
مريم خسته بود،
ولي به اطاق کار رفت.
و بعد از ساعتي مريم چرتش برد.
و در صبح زود
پدر براي خواندن نماز بيدار شد.
آنجا نور است ! چه کسي در اطاق است ؟ حتماً دزد است.
پس به اطاق نگاه کرد.
به آرامي درب را باز کرد.
پس با دقت نگاه کرد.
اين مريم است ؟!
آه دخترکم